حکم قصاص برای مردی که زندگی‌اش را گم کرده بود/ قتل کودکانه یک دختربچه

حکم قصاص مرد جوانی که یک دختربچه را به قتل رسانده بود، صادر شد.

چهار سال قبل، مادر یک دحتر خردسال با مراجعه به پلیس از ناپدید شدن دخترش خبر داد و گفت: دخترم را برای خرید نان از خانه بیرون فرستادم اما دیگر بازنگشت.

با اعلام این گزارش، تیمی از کارآگاهان تحقیقات گسترده‌ای را برای یافتن کودک آغاز کردند اما تلاش‌ها بی‌نتیجه ماند تا اینکه یک هفته بعد، جسد این دختربچه داخل گونی پیدا شد. جسد برای تعیین علت دقیق مرگ به پزشکی قانونی منتقل و تحقیقات جنایی وارد مرحله تازه‌ای شد.

در ادامه تحقیقات، مادر کودک از شوهرخواهرش شکایت کرد و مدعی شد اختلافات قدیمی میان آنها و درگیری اخیر بر سر یک تبلت، انگیزه قتل دخترش بوده است. او گفت این مرد مدت‌ها با خودش و مادرش اختلاف داشته و احتمال می‌دهد دختر بچه قربانی همان کینه‌توزی شده باشد.

با ثبت این شکایت، متهم بازداشت شد. او ماه‌ها هرگونه دخالت در قتل را انکار کرد اما در نهایت به ارتکاب جنایت اعتراف کرد و انگیزه خود را اختلاف با خانواده همسر سابقش عنوان کرد.

تحقیقات ابتدایی حکایت از آن داشت، دختربچه برای خرید نان به نانوایی رفته بود که قاتل او را در خیابان دیده سپس با موتورسیکلت به او ضربه زده و با جسم سخت ضربه‌ای به سرش وارد کرده است. 

پس از تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.

در جلسه رسیدگی، پدر این دختر خردسال که درخواست قصاص کرده بود، در جایگاه حاضر شد و گفت: «وقتی خبر قتل دخترم را شنیدم در شهرستان مشغول کار بودم. زمانی که به تهران رسیدم، دخترم را دفن کرده بودند.

بعد از این حادثه تازه فهمیدم همسرم سال‌ها قبل همسر همین متهم بوده و پس از طلاق با من ازدواج کرده است. حاصل زندگی ما دخترم بود اما هیچ‌کس به من نگفته بود که متهم بعد از طلاق با خواهر همسرم ازدواج کرده و صاحب فرزند شده است.»

او ادامه داد: «همسرم به دلیل اختلافاتی که داشتیم جدا از من زندگی می‌کرد و دخترم را نزد خودش برده بود. اگر نمی‌توانست از او نگهداری کند، نباید او را از من جدا می‌کرد. از متهم شکایت دارم و خواهان قصاص او هستم و تفاضل دیه را نیز پرداخت می‌کنم.»

سپس متهم در جایگاه قرار گرفت و ضمن رد اتهام قتل گفت: من اصلاً این کار را نکردم و هرچه درباره من گفته‌اند اشتباه است.

من این بچه را نکشتم و اگر دوربین‌های مداربسته را بررسی کنید، مشخص می‌شود که قتل کار من نبوده است. او درباره اعترافات قبلی خود نیز گفت: «اعترافاتم را پس می‌گیرم.  

متهم درباره اختلافش با خانواده مقتول نیز گفت: «من با مادرزنم اختلاف داشتم. دلیل این اختلاف هم تبلت بچه‌ام بود. آن زمان به خاطر جرمی که مرتکب شده بودم در زندان بودم و هشت ماه تا آزادی‌ام مانده بود. یک هفته مرخصی گرفته بودم.

وقتی دیدم تبلت بچه‌ام را گرفته‌اند و پس نمی‌دهند، عصبانی شدم، دعوا کردم و تبلت را پس گرفتم اما این موضوع هیچ ربطی به مقتول نداشت. مدت‌ها از آن ماجرا گذشته بود که این اتفاق افتاد. من که دیوانه نبودم چنین کاری انجام بدهم و آواره و فراری شوم.»

او همچنین درباره تهدیدهایی که در پرونده به او نسبت داده شده است، گفت: «آن حرف‌ها مربوط به همان دعوا بر سر تبلت بود و حدود یک ماه قبل از حادثه مطرح شد. من این بچه را نکشتم. اعترافاتم دروغین بود و هیچ‌کدام از آنها را قبول ندارم. یکی از شاهدان هم صاحبخانه‌ام است که به خاطر لجبازی با من چنین اظهاراتی را مطرح کرده است.»

در پایان جلسه رسیدگی، قضات وارد شور شدند و مرد جوان را به قصاص نفس محکوم کردند؛ سیرمراحل قانونی پرونده همچنان ادامه دارد.

اخبار مرتبط

ارسال به دیگران :

نظر شما