درگیری مرگبار دو بچه محل به خاطر یک دختر
پسر جوان که متهم است به خاطر یک دختر، بچه محلش را به قتل رسانده، با نقض حکم قصاص از سوی قضات دیوان عالی کشور، برای دومین بار محاکمه و به قصاص محکوم شد.
این پرونده از مرداد سال 1403 با گزارش مرگ مشکوک پسر 20 سالهای به نام وحید در یکی از بیمارستانهای تهران کلید خورد.
مأموران به تحقیق از تنها شاهد ماجرا که دوست مقتول بود، پرداختند و او در تشریح ماجرا گفت: «دوستم شب حادثه ناگهان دختر مورد علاقهاش را در خودروی یکی از بچه محلهایمان به نام شاهرخ دید و تلاش کرد تا آنها را متوقف کند.
بعد روی صندوق عقب ماشین نشست اما شاهرخ با سرعت زیاد و حرکات مارپیچ خودرو، او را روی زمین انداخت و فرار کرد. من دوستم را به بیمارستان رساندم اما ضربه به سر وحید موجب مرگ او شد.»
پس از این اظهارات، مأموران به سراغ دوربینهای مداربسته محل جنایت رفتند و بازبینی دوربینها، صحت حرفهای دوست وحید را تأیید کرد. با دستگیری شاهرخ، وی گفت: «من و سمیرا برای گردش بیرون رفته بودیم که به یکباره وحید را دیدیم.
من به پمپ بنزین رفتم تا بنزین بزنم اما وحید مدام به صندوق ماشینم میکوبید تا در را باز کنم من هم برای فرار از دستش به سرعت محل را ترک کردم و واقعاً نمیدانستم که او روی صندوق عقب نشسته و پس از دستگیری متوجه شدم که او از روی خودروی من به زمین افتاده است.»
با تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه 5 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
اولین جلسه دادگاه
در ابتدای جلسه اولیای دم درخواست قصاص کردند. سپس متهم بار دیگر اظهاراتش را تکرار کرد و مدعی شد در مرگ دوستش بی تقصیر است. در پایان قضات با توجه به مستندات، شاهرخ را به قصاص محکوم کردند.
با صدور رأی و اعتراض متهم، پرونده به دیوانعالی کشور رفت و قضات دیوان پس از بررسی پرونده حکم را نقض و مقرر کردند؛ پس از نظر کارشناسان پلیس راهور مبنی بر اینکه آیا سرعت خودروی متهم سبب مرگ قربانی شده است، او بار دیگر محاکمه شود.
پس از آن کارشناس پلیس راهور با بازبینی دوربینهای محل حادثه در گزارشی اعلام کرد: «حرکات مارپیچ خودرو و افزایش سرعت ناگهانی سبب پرتاب قربانی و مرگ او شده است.»
با اعلام این گزارش، پرونده بار دیگر به دادگاه کیفری فرستاده شد تا متهم برای دومین بار محاکمه شود.
دومین جلسه دادگاه
در این جلسه نیز اولیای دم خواستار قصاص متهم شدند. بعد از آن شاهرخ به جایگاه رفت و گفت: «من چند بار این موضوع را گفتم که اصلاً متوجه حضور وحید در روی صندوق عقب خودروام نشدم.»
قاضی گفت: «تصاویر نشان میدهد شما چندبار سرت را از پنجره بیرون آوردی و به او گفتی که در را باز نمیکنم. در ضمن قربانی حدود 120 کیلو وزن داشت و نشستن او روی صندوق کاملاً مشخص بوده است»
متهم جواب داد: «این موضوع مربوط به کنار پمپ بنزین است من فکر کردم او از پشت ماشینم پایین آمده و برای فرار از دستش به سرعت محل را ترک کردم. من و وحید با هم دوست بودیم و من هیچ مشکلی با او نداشتم.»
قاضی پرسید: «اگه با مقتول دوست بودی چرا از دستش فرار کردی؟»
متهم پاسخ داد: «اصلاً من صورت او را ندیدم فکر کردم او میخواهد از من اخاذی کند.»
قاضی سؤال کرد: «دوربینها نشان میدهد به عمد وارد لاین کندرو شدی تا با وحید درگیری ایجاد کنی.»
شاهرخ گفت: «نه از لاین کندرو رفتم چون سمیرا از من خواست. او میترسید برادرهایش ما را با هم ببینند به همین خاطر گفت از لاین کندرو بروم.»
با پایان جلسه، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند و بر اساس مستندات و گزارش پلیس راهور و پزشکی قانونی، متهم را بار دیگر به قصاص محکوم کردند.
نظر شما