درخواست مرد عاشق برای جدایی از زن معتاد
مهرناز و همسرش برای طلاق اقدام کردهاند. آنها هر دو بهشدت ناراحت و غمگین هستند و با حسرت به هم نگاه میکنند.
شهرام، شوهر مهرناز که دادخواست طلاق را داده است، از دلایل جدایی میگوید.
به نظر میرسد همسرت را دوست داری، چرا میخواهی از او طلاق بگیری؟
من واقعاً عاشق مهرناز هستم. او را خیلی دوست دارم و زندگیاش برایم مهم بوده و هست ولی راهی جز طلاق ندارم، میخواهم از پسرم مراقبت کنم.
همسرم اعتیاد دارد و من این را زمانی فهمیدم که بچه به دنیا آمد. در بیمارستان به من گفتند در خون بچه مواد مخدر است و آنجا بود که فهمیدم زنم اعتیاد دارد و بچه هم معتاد شده است.
چطور متوجه نشده بودی؟
من در یک شرکت نفتی کار می کنم و بیشتر وقتم را در جنوب هستم. زنم با خانوادهاش بود. من نمیدانستم مواد میکشد.
چرا اعتیاد پیدا کرد؟
آنطور که بعدها متوجه شدم او اعتیاد داشته و من نمیدانستم.
چرا همسرت را با خودت به جنوب نبردی؟
میگفت نمیخواهد آنجا زندگی کند. میگفت آب و هوا خوب نیست. من هم حق میدادم.
تکلیف بچه چه میشود؟
بچه را با خودم میبرم. با کمک پرستار و خالهام بزرگش میکنم و سعی میکنم زندگی خوبی برایش درست کنم. ولی زندگی ما به جایی رسیده که مهرناز خودش هم به جدایی راضی است.
نظر شما