شوهرم فرزندمان را دوست ندارد؛ طلاق میگیرم
زوجی جوان با فرزندی تقریباً یکساله برای طلاق اقدام کردهاند. مارال زنی که میخواهد از شوهرش طلاق بگیرد برایمان از زندگیاش میگوید.
مارال زنی که میخواهد از شوهرش طلاق بگیرد، از زندگیاش میگوید.
فرزندت تقریباً نوزاد است. حالا که میخواهی طلاق بگیری فکر نمیکنی برای بچه و خودت خیلی سخت میشود؟
هیچ زنی برای طلاق ازدواج نمیکند. من هم نمیخواستم طلاق بگیرم. فقط میخواستم زندگی آرامی داشته باشم. اما دیگر نمیخواهم با شوهرم زندگی کنم. او مرد بدی است!
*چرا شوهرت را مرد بدی میدانی؟
او برای اینکه راحت باشد کارهای عجیب میکند. حتی یک بار بچه را که گریه میکرد کتک زد. حتی حیوانات هم بچه را کتک نمیزنند. نمیدانم این مرد چطور این کار را کرد.
چرا کتک زد؟
بچه گریه کرد، نصفهشب بود. شوهرم عصبانی شد و به بچه ضربه زد. من دیگر از آن لحظه نتوانستم این مرد را تحمل کنم.
شوهرت قبلاً هم این کار را میکرد؟
او اصلاً اهل خشونت نبود، البته با بچه داشتن مخالف بود و با اصرار من بچهدار شدیم. فکر میکردم مهر بچه به دلش مینشیند اما اشتباه میکردم. او از بچه خوشش نمیآید. وقتی بچه گریه میکند، فحش میدهد. البته اگر جرات کند کتک هم میزند اما از من میترسد. من آنقدر به او بیاعتمادم که بچه را پیشاش نمیگذارم.
با این بچه میخواهی چه کنی؟
پدرش است باید خرجیاش را بدهد! من بچه را به خانه پدرم میبرم.
قبول نکرده اما من مهریه خواستهام. اگر طلاق ندهد مهریهام را اجرا میگذارم تا هم بچه را بدهد و هم طلاقم بدهد. من دیگر با چنین مردی زندگی نمیکنم.
نظر شما