جزئیات سرنوشت تلخ ۲ دختر سنندجی که زندانی پدر و نامادری بودند/ گفتگو با مادر نارین و آیلین

فریادهای کمکشان از پشت درِ بسته دستشویی به گوش همسایه‌ها رسید،2 خواهر 7 و 15 ساله‌ای که به گفته خودشان یک ماه تمام در حبس، گرسنگی و آزار زندگی کرده بودند. حالا در حالی که پدر و نامادری‌شان به اتهام کودک‌آزاری بازداشت شده‌اند، مادرشان پس از 3 سال جدایی و تلاش بی‌وقفه برای بازگرداندن فرزندانش، از روزهایی می‌گوید که هرگز تصور نمی‌کرد مردی که روزی پدری مهربان بود، به متهم اصلی چنین پرونده تلخی تبدیل شود.

ماجرا از انتشار ویدئویی در ساعات ابتدایی روز چهارشنبه 13 خردادماه 1405 آغاز شد، فیلمی که دست‌ به‌ دست در فضای مجازی می‌ چرخید، تصاویری تلخ و تکان‌ دهنده از حضور مأموران پلیس در خانه‌ای در سنندج که برای نجات 2 دختر بچه(15 و 7 ساله) وارد عمل شده بودند.

پشت این تصاویر اما روایتی نهفته بود که هر لحظه ابعاد هولناک‌ تری پیدا می‌کرد، روایتی از رنج، گرسنگی، حبس و شکنجه 2 کودک در چهاردیواری خانه‌ای که باید امن‌ترین پناهگاهشان می‌بود.

بر اساس اطلاعات اولیه، همسایه‌ ها پس از شنیدن صدای درخواست کمک از داخل خانه، موضوع را به پلیس اطلاع می‌دهند. مأموران پلیس به همراه نیروهای اورژانس اجتماعی در محل حاضر می‌شوند و پس از ورود به خانه با صحنه‌ای مواجه می‌شوند که حتی برای نیروهای امدادی نیز شوک‌ آور بود.

2 دختر بچه در فضای محدود دستشویی خانه حبس شده بودند. آن‌گونه که دختر بزرگ‌تر، «نارین» 15 ساله، بعدتر روایت کرد، او و خواهر 7 ساله‌اش حدود یک ماه در شرایطی طاقت‌فرسا، همراه با گرسنگی و آزار مستمر، در آن محل نگهداری شده بودند.

همسایه‌هایی که این 2 کودک را از قبل می‌شناختند، پس از مشاهده وضعیت آنان به سختی می‌توانستند باور کنند با همان دختران یک ماه پیش روبه‌رو هستند، کودکانی به‌شدت لاغر، فرسوده، آشفته و آسیب‌دیده که آثار رنج طولانی‌ مدت در چهره و جسمشان نمایان بود.

پس از انتقال دختران به مرکز درمانی، تحقیقات برای شناسایی عاملان این کودک‌ آزاری آغاز شد، اما تلخ‌ترین بخش ماجرا زمانی آشکار شد که مشخص شد متهمان اصلی پرونده، پدر این 2 دختر و همسر دوم او، یعنی نامادری کودکان هستند.

پدر خانواده بلافاصله بازداشت شد و نامادری نیز ساعاتی بعد توسط مأموران دستگیر شد. همزمان، دستگاه قضایی استان کردستان با ورود فوری به پرونده، دستورات لازم را برای تسریع در روند رسیدگی و حمایت از کودکان صادر کرد.

در ادامه پیگیری‌های خبرنگار رکنا، موفق شدیم با «نگین قمری»، مادر نارین و آیلین، گفت‌وگو کنیم.

زنی 33 ساله که می‌گوید پس از طلاق از همسرش، 3 سال از ازدواج مجدد خودداری کرده تا بتواند حضانت دخترانش را به دست آورد؛ تلاشی که به گفته او بارها با مخالفت پدر کودکان مواجه شده است.

او اکنون امیدوار است پس از افشای این کودک‌ آزاری هولناک، بتواند به‌ صورت قانونی حضانت 2 دخترش را به دست آورده و آنان را از چرخه خشونتی که سال‌ها گرفتار آن بوده‌اند نجات دهد.

آنچه در ادامه می‌خوانید، روایت مادر نارین و آیلین از زندگی مشترک با پدری است که امروز متهم اصلی یکی از تلخ‌ترین پرونده‌های کودک‌آزاری ماه های اخیر کشور محسوب می‌شود.

گفت‌وگو با نگین قمری، مادر نارین و آیلین؛ مادری که 3 سال برای بازگرداندن دخترانش جنگید

ابتدا کمی از خودتان بگویید. چه زمانی با همسر سابقتان آشنا شدید و ازدواج کردید؟

سال 1389 ازدواج کردم. آشنایی خاصی هم در کار نبود. ایشان به خواستگاری من آمدند و ازدواج کردیم. ما هم‌محلی و هم‌روستایی بودیم و خانواده‌ها یکدیگر را می‌شناختند.

حاصل این ازدواج همین 2 دختر بودند؟

بله. فقط همین 2 دختر را داریم. نارین(15ساله)  و آیلین(7 ساله).

چه شد که زندگی مشترکتان به طلاق ختم شد؟

علت جدایی ما زنی بود که همسایه‌ مان بود. بعدها متوجه شدم که با شوهرم ارتباط دارد. همان زنی که امروز همسر دوم او و نامادری دخترانم شده است. شوهرم به خاطر این زن مرا طلاق داد تا بتواند با او ازدواج کند.

در طول ۱۳ سال زندگی مشترک، رفتار همسرتان با شما و فرزندانتان چگونه بود؟ آیا سابقه بدرفتاری داشت؟

نه. به همین دلیل هنوز هم از اتفاقاتی که افتاده شوکه هستم. در تمام سال‌هایی که با او زندگی کردم، با من و بچه‌ها رفتار خوبی داشت. آن‌قدر مهربان بود که هرگز فکر نمی‌کردم روزی به من خیانت کند یا چنین سرنوشتی برای بچه‌هایم رقم بخورد.

حتی به من می‌گفت اگر فرزنددار نشویم، هیچ‌وقت سراغ زن دیگری نمی‌رود. به همین دلیل هرگز تصور نمی‌کردم کارمان به اینجا برسد.

چه زمانی متوجه شدید که با آن زن در ارتباط است؟

یک روز تماس تلفنی مشکوکی داشت. وقتی تلفن را قطع کرد، از او پرسیدم با چه کسی صحبت می‌کند اما پاسخ روشنی نداد. اصرار کردم و خواستم شماره را دوباره بگیرد. ابتدا مقاومت کرد اما وقتی فشار آوردم، شماره را گرفت و آن طرف تلفن خاموش بود. از همان زمان شک کردم و بعد متوجه شدم ارتباط میان آن‌ها جدی است.

چه زمانی از او جدا شدید؟

سال ۱۴۰۲ از هم جدا شدیم.

بعد از طلاق چرا حضانت بچه‌ها به شما داده نشد؟

در واقع بچه‌ها را به من ندادند. من 2 بار درخواست حضانت و 3 بار درخواست ملاقات دادم اما موفق نشدم دخترانم را ببینم. حتی قبل از اینکه طلاق قطعی شود، برای گرفتن حضانت اقدام کرده بودم اما پدرشان اجازه نداد.

او صراحتاً به من می‌گفت بچه‌ها را به تو نمی‌دهم و نمی‌گذارم نه تو و نه هیچ‌کس دیگری آن‌ها را ببینید.

چرا چنین مخالفتی می‌کرد؟

به نظر من این تصمیم بیشتر تحت تأثیر همان زن بود. او نمی‌خواست بچه‌ها به من برگردند. من در دادگاه حتی از حق و حقوق خودم هم گذشتم. گفتم نه مهریه می‌خواهم، نه نفقه؛ فقط دخترانم را می‌خواهم. اما باز هم موفق نشدم آن‌ها را به من برگردانم.

آیا احساس می‌کنید بچه‌ها را علیه شما تحریک کرده بودند؟

بله. من معتقدم آن‌ها تلاش می‌کردند بچه‌ها را از من دور کنند و به نوعی هدایتشان کنند که به سمت مادرشان برنگردند یا مرا نخواهند.

تغییر رفتار همسر سابقتان برای شما عجیب نبود؟

خیلی عجیب بود. کسی که سال‌ها رفتاری کاملاً متفاوت داشت، ناگهان تبدیل به فرد دیگری شده بود. هنوز هم برایم قابل درک نیست که چگونه چنین اتفاقی افتاد.

آیا قبل از این ماجرا نشانه‌ای از بدرفتاری با بچه‌ها دیده بودید؟

یک ماه قبل از جدایی، رفتارهایش مثل گذشته نبود. ناراحت و در فکر بود اما هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم کار به آزار و شکنجه بچه‌ها برسد.

بعد از جدایی هم چند بار موضوع را پیگیری کردم و نگرانی‌هایم را مطرح کردم اما متأسفانه شرایط به اینجا رسید.

بعد از پیدا شدن بچه‌ها با آن‌ها صحبت کرده‌اید؟

بله، صحبت کرده‌ام.

سؤال: دخترانتان درباره آنچه بر آن‌ها گذشته چه گفته‌اند؟

دخترهایم گفتند که مدت‌ها مورد آزار قرار می‌گرفتند. نارین می‌گفت با چاقو آن‌ها را تهدید می‌کردند و بارها به آن‌ها آسیب می‌زدند. به آن‌ها گفته بودند اگر موضوع را به کسی بگویند یا بخواهند پیش مادرشان برگردند، آن‌ها را خواهند کشت.

حدود یک ماه در دستشویی خانه حبس بوده‌اند.

اکنون وضعیت جسمی و روحی فرزندانتان چگونه است؟

خوشبختانه با وجود تمام سختی‌هایی که پشت سر گذاشته‌اند، وضعیت روحی‌شان بهتر شده است.

نارین که 15 سال دارد در بیمارستان بستری است و درواقع پیش من است. اما آیلین، دختر 7 ساله‌ام، فعلاً تحت حمایت بهزیستی قرار دارد تا وضعیت حضانت او مشخص شود.

با همه رنجی که کشیده‌اند، خدا را شکر حالشان بهتر است.

از زمان رسانه‌ای شدن این پرونده، حمایت دستگاه قضایی و نهادهای مسئول را چگونه دیده‌اید؟

از همان ساعات ابتدایی، مسئولان پیگیر موضوع بودند. دادستان شخصاً در بیمارستان حضور پیدا کرد و با ما صحبت کرد.

به من گفتند نگران نباشید و تمام تلاششان را برای حمایت از بچه‌ها و رسیدگی به پرونده انجام خواهند داد.

آیا امیدوار هستید حضانت فرزندانتان به شما واگذار شود؟

بله. من کاملاً آمادگی نگهداری از دخترانم را دارم.

3 سال است که فقط به خاطر بچه‌هایم ازدواج نکرده‌ام. تمام این مدت منتظر بودم بتوانم دوباره آن‌ها را کنار خودم داشته باشم.

خانواده‌ام نیز از بچه‌ها حمایت می‌کنند و همه منتظر هستیم که دادگاه حضانت آن‌ها را به من بسپارد.

اکنون پدر و نامادری کودکان در چه وضعیتی هستند؟

هر 2 بازداشت شده‌اند.

اگر در جریان رسیدگی قضایی از شما درخواست رضایت شود، آیا رضایت خواهید داد؟

به هیچ عنوان.تحت هیچ شرایطی رضایت نمی‌دهم. هیچ چیز در دنیا نمی‌تواند باعث شود از حق بچه‌هایم بگذرم. آن‌ها باید پاسخگوی کاری باشند که با 2 کودک بی‌دفاع انجام داده‌اند.

من فقط می‌خواهم دخترانم را کنار خودم داشته باشم و کسانی که این همه رنج و آسیب به آن‌ها وارد کرده‌اند، به سزای اعمالشان برسند.

خودتان چند سال دارید و در چه سنی ازدواج کردید؟

من 33 سال دارم و در 17سالگی ازدواج کردم. سال بعد، یعنی در 19 سالگی، نارین به دنیا آمد و آیلین را هم در 25 سالگی به دنیا آوردم.

حرف ناگفته‌ای باقی مانده که بخواهید مطرح کنید؟

فقط می‌خواهم همه بدانند که من در این سه سال هر کاری از دستم برمی‌آمد برای بازگرداندن دخترانم انجام دادم. بارها درخواست حضانت و ملاقات دادم اما موفق نشدم.امروز تنها خواسته‌ام این است که دخترانم برای همیشه در امنیت باشند و دیگر هیچ کودکی چنین رنجی را تجربه نکند.

من 3 سال تمام به خاطر فرزندانم ازدواج نکردم و هنوز هم تنها آرزویم این است که بتوانم آن‌ها را در آرامش و امنیت کنار خودم بزرگ کنم.

اخبار مرتبط

ارسال به دیگران :

نظر شما