گفتگو با دزدانی که به اسنپ موتوری ها هم رحم نمی کردند/ ویدئو

اعضای باند سرقت موتورسیکلت‌های مورد استفاده پیک‌ها و رانندگان اسنپ در عملیات کارآگاهان پایگاه دوم پلیس آگاهی تهران بزرگ دستگیر شدند؛ مالخر این باند که سابقه کیفری دارد، از پشیمانی خود گفت و از تلخی روزهایی گفت که در زندان، دخترش به دنیا آمد و هنوز فرصت دیدن او را پیدا نکرده است.

کارآگاهان پایگاه دوم پلیس آگاهی تهران بزرگ اعضای باندی را شناسایی و دستگیر کردند که عمده فعالیت آنها سرقت موتورسیکلت‌های مورد استفاده پیک‌ها و رانندگان اسنپ بود. متهم اصلی در گفت‌وگو با خبرنگار رکنا از اعتیاد و سابقه سرقت خود گفت و متهم دوم که به عنوان مالخر این باند تحت تعقیب قرار گرفته بود، مدعی شد از سرقتی بودن موتورسیکلت‌ها اطلاعی نداشته است.

این مالخر که پیش از این نیز سابقه کیفری داشته، در جریان گفت‌وگو از پشیمانی خود سخن گفت و اشتباهاتش را عامل گرفتار شدن دوباره‌اش دانست. بخش تلخ ماجرا نیز به زندگی خانوادگی او بازمی‌گردد؛ همسر این متهم در زمانی که او در زندان به سر می‌برد، صاحب یک فرزند دختر شده، اما این زندانی هنوز موفق به دیدن فرزندش نشده است.

اعترافات متهم اول؛ موتور می‌دزدیدم تا خرج اعتیادم را دربیاورم

چرا فقط موتورهای هوندا سرقت میکردید اونم اسنپ؟

معتاد هستم و باید هزینه اعتیادم را تأمین کنم؛ فقط از عهده سرقت موتورسیکلت‌های هوندا برمی‌آیم

از چه زمانی اعتیاد داری؟

حدود 35 سال است.

برای تأمین هزینه اعتیادت سراغ سرقت موتورسیکلت می‌رفتی؛ آن هم موتورسیکلت‌های متعلق به افرادی که برای امرار معاش کار می‌کردند؟

بله.

چند موتورسیکلت سرقت کردی؟

فقط هوندا

قبلاً هم سابقه سرقت داشتی؟

بله، سابقه داشتم.

بیشتر در کدام مناطق تهران سرقت می‌کردید؟

شهرک راه آهن

متهم دوم؛ برادرم را خریدار و فروشنده موتور می‌دانستم

متهم دوم که برادر متهم اصلی است، در دفاع از خود گفت: من بی‌تقصیر بودم و فکر می‌کردم برادرم در زمینه خرید و فروش موتورسیکلت فعالیت می‌کند.

از کجا متوجه نشدی موتورسیکلت‌ها سرقتی هستند؟

فکر می‌کردم خرید و فروش می‌کند؛ موتورسیکلت‌های مزایده‌ای می‌خرد و می‌فروشد.

وقتی مدل یا وضعیت موتورسیکلت‌ها را می‌دیدی، شک نمی‌کردی که ممکن است سرقتی باشند؟

یک مقدار شک کرده بودم. یک موتورساز هم سر کوچه‌مان بود که چند سال بود می‌شناختم. به او گفتم موتور را ببرد و به رفیقمان بدهد. بالاخره گناه من همین بود که اسم او را می‌پوشانم.

پس چرا موتورسیکلت‌ها را می‌خریدی و می‌فروختی؟

اشتباه کردم.

وقتی می‌دانستی ممکن است موتورسیکلت‌ها سرقتی باشند، چرا باز هم این کار را ادامه دادی؟ حتی شنیده شده بعضی از موتورها را باز می‌کردید و قطعاتشان را می‌فروختید.

اشتباه کردم.

تو سابقه داری و قبلاً زندان هم رفته‌ای؛ چطور دوباره مرتکب جرم شدی؟

شرایط اقتصادی داشتم.

وقتی یک بار زندان رفتی و آزاد شدی، چرا دوباره همان اشتباه را تکرار کردی؟

اشتباه کردم.

شنیده شده زمانی که در زندان بودی، همسرت زایمان کرده و صاحب فرزند شدی؟

بله، یک دختر 12 ساله دارم.

پشیمانی؟

بله، اشتباه کردم.

اخبار مرتبط

ارسال به دیگران :

نظر شما