انکار زن دوم در قتل شوهر سالخورده

زنی که متهم است با همدستی خواستگار سابقش همسرش را به قتل رسانده، در حالی در دادگاه کیفری به تنهایی پای میز محاکمه ایستاد که همدستش پیش از جلسه رسیدگی در ندامتگاه فوت کرده بود.

اوایل سال 1404 گزارش مرگ مشکوک مرد 70 ساله‌ای به نام محمود در خانه‌اش به پلیس اعلام شد. با حضور مأموران در محل، همسر مقتول به نام سوسن در توضیح ماجرا به مأموران گفت: «حال همسرم بد شد و هرچقدر من و مسعود دوست خانوادگی‌مان تلاش کردیم که او را احیا کنیم، موفق نشدیم.»

پزشکی قانونی پس از معاینه جسد در گزارشی، علت تامه مرگ را فشار بر عناصر حیاتی گردن اعلام کرد. همچنین در تکمیل گزارش آمده که آثار کبودی و ضرب دیدگی در برخی از نقاط بدن قربانی دیده شد. با این گزارش، سوسن و مسعود بازداشت شدند و تحت بازجویی قرار گرفتند.

سوسن وقتی با گزارش پزشکی قانونی مواجه شد، ادعا کرد مسعود همسرش را به قتل رسانده است. در ادامه مسعود نیز در جریان بازجویی‌ها مدعی شد که خود سوسن همسرش را کشته است. با تکمیل تحقیقات، برای مسعود به اتهام مباشرت در قتل و برای سوسن به اتهام مشارکت در قتل عمدی کیفرخواست صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 5 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. اما در حالی که چند هفته به جلسه محاکمه مانده بود از ندامتگاه خبر رسید که مسعود در اثر سکته جان باخته است. به این ترتیب سوسن به تنهایی پای میز محاکمه رفت.

در دادگاه چه گذشت؟

در ابتدای جلسه دو پسر و یک دختر مقتول که از همسر اولش بودند، درخواست قصاص کردند. پسر بزرگ مقتول به قضات گفت: «پدرم یک نظامی بازنشسته بود. او چند سال قبل سکته کرده بود و من و برادر و خواهرم مراقبش بودیم. البته خواهرم هم با او زندگی می‌کرد. یک هفته قبل از جنایت خواهرم برای انجام کاری به تهران رفته بود اما وقتی برگشت، متوجه شد این زن -سوسن-  با حضور در خانه پدرم وسایلش را جمع کرده و پشت در گذاشته و گفته من همسر پدرتان هستم.  بلافاصله به خانه پدرمان رفتیم اما سوسن اجازه نداد ما وارد شویم و می‌گفت حق ندارید دیگر به این خانه بیایید. بعد هم یکی از همسایه‌ها با من تماس گرفت و گفت پدرتان پیغام داده که به در خانه نیایید چون سوسن آدم خطرناکی است و ممکن است برایتان دردسر ایجاد کند. چند روز بعد هم همین خانم با من تماس گرفت و مدعی شد پدرتان سکته کرده و مرده است. ما به هیچ عنوان گذشت نمی‌کنیم و خواستار قصاص او هستیم.»

در ادامه سوسن به جایگاه رفت و گفت: «چند ماه پیش از ماجرا من و محمود با هم ازدواج کردیم. او مشکلات و بیماری‌اش را از من پنهان کرده بود. وقتی به خانه‌اش رفتم تازه متوجه شدم که او بیماری و مشکلات زیادی دارد. مدام در حال نظافت او و خانه‌اش بودم و بارها سر این موضوع با او دعوا کردم. با این حال مثل یک پرستار از او مراقبت کردم.»

پسر مقتول در واکنش به این اظهارات گفت: «با اینکه پدرم سکته کرده بود اما هوشیار و سالم بود.»

قاضی از سوسن پرسید: «روز حادثه شما کجا بودی؟»

متهم گفت: «برای انجام کاری به ورامین رفته بودم که مسعود با من تماس گرفت و گفت حال محمود بد شده من هم به سرعت یک خودروی اینترنتی گرفتم و خودم را به خانه رساندم و دیدم او روی زمین افتاده و نفس نمی‌کشد. هرچه تلاش کردیم تا با کمک اورژانس به صورت تلفنی او را احیا کنیم، نتوانستیم.»

قاضی سؤال کرد: «مسعود چه رابطه‌ای با شما داشت؟»

متهم جواب داد: «مسعود هم دوست خانوادگی‌مان بود و هم خواستگار سابقم. من در بوتیک او در ورامین کار می‌کردم.»

قاضی گفت: «چرا روز حادثه به خانه شما آمده بود؟»

سوسن گفت: «مسعود به عنوان صاحبکارم با محمود آشنا شد و به خانه‌مان رفت و آمد داشت و در جریان مشکلات و اختلافات ما بود. محمود به من خرجی نمی‌داد و می‌گفت خودت کار کن و خرجت را دربیاور.»

قاضی سؤال کرد: «آثار کبودی و ضرب دیدگی روی بدن مقتول ناشی از چه بود؟»

متهم جواب داد: «او سکته کرده بود و در راه رفتن مشکل داشت و مدام به دیوار و زمین می‌خورد. البته چندباری هم با هم درگیر شدیم اما اغلب او من را کتک می‌زد.»

قاضی گفت: «با توجه به وضعیت جسمی مقتول به نظر می‌آید بیشتر تو او را مورد ضرب و شتم قرار می‌دادی. از طرفی مشخص شده روز حادثه هیچ تماسی از طرف شما با اورژانس گرفته نشده بود.»

متهم گفت: «من با اورژانس تماس گرفتم حالا علت اینکه شماره‌ام ثبت نشده را نمی‌دانم. من نقشی در قتل همسرم نداشتم و اصلاً در زمان مرگ محمود در خانه نبودم. اگر اتفاقی افتاده، کار مسعود بوده و من بی‌گناهم.»

با پایان جلسه، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.

اخبار مرتبط

ارسال به دیگران :

نظر شما