ناگفته‌هایی از پرونده امید برک، قاتل سریالی زنان کرجی

پرونده امید برک، قاتل سریالی زنان کرج سال‌ها پیش بسته و حکم او اجرا شد، اما تأثیرات جنایت‌های او هنوز با جامعه زندگی می‌کند. نام این جنایتکار هنوز در ذهن بسیاری از مردم کرج زنده است؛ کسی که با قتل 8زن، پرونده‌اش به یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های جنایی تبدیل شد.

در برنامه تلویزیونی سرنخ با حضور کارآگاه جواد صفایی که رسیدگی به این پرونده را برعهده داشت به واکاوی قتل‌ها، اعترافات و شخصیت این قاتل سریالی پرداخته که گزیده آن را در ادامه می‌خوانید.

روز 22آذرماه سال 86خانمی در یکی از شهرستان‌های البرز ناپدید و یک روز بعد جنازه‌اش در ورودی پل مهرشهر کشف شد. مقتول 43ساله و مجهول‌الهویه بود. آن روز برفی بود و جسد عریان‌ درحالی‌که در ملحفه پیچیده شده بود کشف شد.

در حال تحقیقات درباره قتل زن جوان بودیم که متوجه شدیم یک‌ماه قبل قتل مشابهی اتفاق افتاده و جسد زنی پیچیده در ملحفه در کمالشهر کرج کشف شده است. مقتول شوهری صیغه‌ای داشت که اعتراف کرد که من همسرم را به قتل رسانده‌ام و مسیر تحقیقات را منحرف کرد. انگیزه او از اعتراف به قتل همسرش، مشکلات مالی و بدهی‌ بود. به‌خاطر همین بهترین کار را این دیده بود که به زندان برود.

کشف جسد‌های سوم و چهارم

بعد از وقوع قتل سوم به این نتیجه رسیدیم که قتل‌ها سریالی است. باز هم جسد عریان و پیچیده در ملحفه بود. نکته جالب این بود که هر 3 مقتول شال زرد به گردن داشتند. جسد چهارم در فاصله 700متری ‌ جسد سوم کشف شد.

قتل پنجم

دختــری از کلاس برمی‌گشت که به قتل رسیده بود. بعد از این قتل ردی از قاتل به جا ماند که برای زمان ما رد خوبی بود. این سرنخ رد لاستیک خودروی قاتل بود که در جاده خاکی باقی مانده بود. ما نوع لاستیک را با کمک شرکت‌های تولید‌کننده لاستیک مشخص کردیم. همینطور فاصله بین محور خودرو را هم تعیین کردیم. از شرکت استعلام کردیم که این لاستیک در چه خودرویی استفاده می‌شود که خودروهای ایران خودرو و ‌‌ام وی‌ام را معرفی کرد. همه خوروهای‌ام وی‌ام ‌ ساکن جنوب غربی کرج را که 700دستگاه بودند ‌ استعلام گرفتیم و رانندگان را احضار و غربال کردیم.‌

اولین سرنخ

متوجه شدیم که مدتی پیش از یکی از قتل‌ها، تماسی از سوی یکی از مقتولان با خانمی برقرار شده که آن خانم یک خودروی پیکان دارد. بعد از آن متوجه شدیم راننده خودرو 3‌ماه قبل از شروع نخستین قتل، زنی را سوار کرده و تغییر مسیر داده و خانم در خودرو را باز و فرار کرده و مشخصات خودرو را به پلیس داده است. در این بین گوشی یکی از مقتولان در یکی از استان‌های شمالی روشن شد.

در ادامه رد کارت سوخت خودروی تحت تعقیب را گرفتیم و به شمال رفتیم. متوجه شدیم خودرو متعلق به مسئول یکی از پلاژها‌ست. مسئول پلاژ چه‌کسی بود؟ امید برک.خانه‌اش را بازرسی ‌ و همسرش را هم دستگیر کردیم.

در آنجا ملحفه یک متری دیدم که با ملحفه یکی از جسدها یکی بود. گفتم این ملحفه را از کجاخریدی؟ لحظه‌ای که این سؤال را پرسیدم 50درصد چهره‌اش ریخت و فهمید که موضوع قتل‌های سریالی است.

قاتل به محل جرم برمی‌گردد

اولین قتلی که امید برک به آن اعتراف کرد همان قتلی بود که مردی قبلا گردن گرفته و گفته بود که همسرم را کشته‌ام. البته این قتل، دومین قتل بود. او به قتل دیگری اعتراف کرد. قاعده‌ای طلایی داریم که می‌گوید قاتل به محل جرم برمی‌گردد. او در صحنه دوم قتل ایستاده بود و ما را نگاه می‌کرد. آن زمان به همکاران گفته بودم از همه افراد فیلمبرداری کنند.

وقتی فیلم‌ها را بازبینی کردیم امید برک را در صحنه دیدیم. در نهایت به همه قتل‌ها اعتراف کرد. می‌گفت به دنبال سرقت طلا و جواهر و پول‌های مقتولان بود اما شواهد نشان می‌داد که انگیزه اصلی آزار جنسی بود.

کشف 2قتل دیگر

پرونده با 6قتل تکمیل شد اما بعد از مدتی در تلویزیون مصاحبه امید برک را دیدم. جرقه‌ای به ذهنم رسید که از استان‌های همجوار استعلام کنم ببینم قتلی مشابه این قتل‌ها دارند یا نه. او را دوباره بازجویی کردیم. در نهایت اعتراف کرد که 2قتل دیگر در گیلان انجام داده‌ است.

نکته مهم اینکه2 نفر به‌خاطر 2 قتلی که در گیلان اتفاق افتاده قرار بود‌ مجازات شوند که با اعترافات برک، آنها نجات پیدا کردند و در نهایت امید برک مجازات و پرونده‌اش برای همیشه بسته شد.

اخبار مرتبط

ارسال به دیگران :

نظر شما