قتل پسر توسط پدر در شاهرود / فلیم لحظه بیرون کشیدن جسد از چاه
راز ناپدید شدن امیرحسین 25 ساله در شاهرود، با کشف جسدی در عمق یک چاه و اعترافی تلخ از سوی نزدیکترین فرد زندگیاش فاش شد؛ مادری که برای یافتن پسرش به جستوجو افتاده بود، حالا روایتگر پروندهای هولناک است.
ماجرای قتل یک جوان 25 ساله در شاهرود، با اعتراف پدر خانواده به جنایتی تلخ وارد مرحله تازهای شد. امیرحسین که چند روزی بود ناپدید شده بود، پس از پیگیریهای مادرش و در پی مطرح شدن موضوع با پلیس، راز این حادثه هولناک آشکار شد.
مادر امیرحسین پس از بازگشت از سفر کربلا، وقتی متوجه بیخبری از پسرش شد، برای پیگیری موضوع به خانه پدر او رفت. به گفته مادر، رفتارهای مضطرب و پریشانی پدر باعث شد به ماجرا مشکوک شود و موضوع را به پلیس اطلاع دهد.
پس از حضور ماموران، پدر امیرحسین دستگیر شد و در جریان تحقیقات به قتل فرزندش اعتراف کرد. او همچنین محل رها کردن جسد را به ماموران نشان داد و پیکر امیرحسین از چاهی به عمق حدود 40 متر در اطراف شاهرود کشف شد.
مادر امیرحسین درباره این حادثه تلخ میگوید: پسرم فقط از پدرش یک موتور سیکلت میخواست، اما این خواسته ساده به جای اینکه با محبت پاسخ داده شود، به مرگ او ختم شد.
در ادامه گفتگو با مادر امیرحسین را با هم می خوانیم
خودتان را معرفی کنید و درباره اتفاقی که برای پسرتان افتاد توضیح بدهید.
من مادر امیرحسین هستم. من کربلا بودم و پریروز از کربلا برگشتم. حدود یک سال قبل از همسرم جدا شده بودم و امیرحسین به همراه برادر 15 سالهاش پیش پدرشان زندگی میکردند.
چند بار با امیرحسین تماس گرفتم، اما جواب نداد. به همین دلیل با پسر کوچکترم که آن روزها خانه مادربزرگش بود تماس گرفتم. او هم گفت که دو سه روزی است امیرحسین پاسخ تلفن نمیدهد. حتی یک بار هم پدرش تلفن را جواب داده و به او گفته بود: «امیرحسین خوابه.»
همین موضوع باعث شد شک کنم و نگران شوم. برای همین خودم را به خانه آنها رساندم تا ببینم چه اتفاقی برای پسرم افتاده است.
چه زمانی متوجه شدید احتمال دارد اتفاق بدی برای امیرحسین افتاده باشد؟
وقتی رفتم خانه، دیدم شوهر سابقم خیلی مضطرب است. دستهایش میلرزید و حالت صورتش تغییر کرده بود. از شدت استرس حال طبیعی نداشت. همانجا احساس کردم اتفاق بدی افتاده است. من فکر نمیکردم که او پسرم را کشته باشد، اما فهمیدم کاری با بچهام کرده است.
آیا بین امیرحسین و پدرش اختلافی وجود داشت؟
نه، دعوای خاصی بینشان نبود. به خدا هیچ مشکلی نداشتند. اما مدتی بود امیرحسین از پدرش میخواست برایش موتور بخرد. فقط همین را میخواست.
پسرم هم مشکل اعصاب داشت و دارو مصرف میکرد. پسر کوچکترم میگفت چندروزی بود که داروهایش را تغییر داده بود اما احتمال میدهیم چیزی در داروهایش بوده که باعث شده رفتار و حالش تغییر کند.
قاتل اعتراف کرده است؟
بله، پدر امیرحسین در اعترافات خود مدعی شده است که داخل داروهایش داروی خوابآور ریخته و پس از اینکه او دچار گیجی شده، وی را سوار خودرو کرده و به اطراف شاهرود برده است.
او در ادامه اعترافاتش گفته که در آنجا با وارد کردن ضربه سنگ به سر امیرحسین، او را به داخل چاهی به عمق 40 متر انداخته است.
تلختر اینکه در بخشی از اعترافات، گفته شده امیرحسین در لحظات آخر هنوز مقداری هوشیار بوده و با التماس به پدرش میگفته است: «بابا، بابا، تو رو خدا منو نکش... تو رو خدا منو نکش.»
اما در نهایت، پدر با برداشتن سنگ به سر او ضربه زده و سپس پیکر فرزندش را داخل چاه انداخته است.
پدر امیرحسین چگونه دستگیر شد؟
من از همان روز دنبال بچهام بودم. همه جا رفتم؛ کلانتری، اطلاعات و جاهای مختلف. دنبال نشانهای از امیرحسین میگشتم. بعد مشخص شد که پدرش دستگیر شده و اعتراف کرده است. خودش هم محل را نشان داده و جسد امیرحسین را پیدا کردند. جنازه بچهام را دیروز آوردند.
یعنی در اعترافات اولیه قتل را پذیرفته است؟
بله، قتل را پذیرفته و خودش صحنه را نشان داده است.
درخواست شما از دستگاه قضایی چیست؟
فقط میخواهم حق و ناحقی نشود. خواهش میکنم عدالت اجرا شود. امیرحسین همیشه به من میگفت: «اگر پدرم من را بکشد، هیچکس کاری با او نمیکند.»
من میخواهم مسئولان به این پرونده رسیدگی کنند و کسی که این کار را کرده به سزای اعمالش برسد.
نظر شما