اعتراف به قتل مادر و دختر تهرانی بعد از ۸ ماه فریبکاری

عامل قتل دلخراش مادر و مادربزرگ در میدان حر تهران، پس از 8 ماه تحقیق و بازداشت، بالاخره به اعتراف قاتل اصلی منجر شد.

پرونده قتل غزاله 39 ساله و مادر 60 ساله‌اش، لیلا، در میدان حر تهران در 4 تیرماه 1404منتشر شد.

گفت‌وگو با مبینا، دختر 18 ساله مقتول:

مبینا گفته بود که صبح پنجشنبه 5 تیر ماه پس از تماس تلفنی از پدرش متوجه شد خبری عجیب درباره مادر و مادربزرگش وجود دارد و وقتی به خانه مادربزرگ رفتند، کسی در را باز نکرد.

پس از تلاش‌های متعدد و تماس با اقوام، همسایه‌ای وارد خانه شد و صحنه‌ای دلخراش را مشاهده کرد: خانه غرق در خون بود و غزاله و مادرش روی زمین افتاده بودند.

مبینا توضیح داده بود که مادر و مادربزرگش طلاهای خود را به دلیل شرایط جنگ ایران و اسرائیل از بانک خارج و در خانه نگهداری می‌کردند و خانه هیچ نشانه‌ای از ورود خشونت‌آمیز نداشت، اما کیف طلاها خالی شده بود.

ارزش طلاهای سرقت‌شده حدود 3 میلیارد تومان برآورد می‌شود. در ابتدا، 2 نفر از نزدیکان خانواده(یک همسایه و شوهر دوم مقتول)بازداشت شدند، اما هر 2 بعد از مدتی آزاد شدند.

اکنون، پس از 8 ماه، شوهر مقتول بازداشت و به قتل همسر و مادر همسر خود اعتراف کرده است. کارشناسان پزشکی قانونی علت مرگ را ضربات متعدد چاقو اعلام کرده‌اند.

در ادامه، گفت‌وگوی جدید رکنا با مبینا، دختر غزاله، را می‌خوانید تا از جزئیات جدید و تازه این پرونده مطلع شوید.

کمی از جزئیات اولیه پرونده قتل مادر و مادربزرگت برای ما شرح می‌دهی؟

 متأسفانه مادر و مادربزرگم در روز پنجم تیر ماه به قتل رسیدند. همان زمان، با حضور پلیس و بررسی‌های اولیه، همسایه طبقه پایین و همسر دوم مادرم بازداشت شدند. در نهایت، همسر مادرم به سرعت آزاد شد، اما همسایه ما حدود هفت ماه در بازداشت باقی ماند. در آن مدت، همه گمان می‌کردند که او با همدستی شخص دیگری این قتل را انجام داده است.

یعنی همسایه واقعاً بی‌گناه بود؟

بله، کاملاً بی‌گناه بود. او تنها به دلیل ترس و اینکه شاهد دو جنازه بود، نتوانست از خود دفاع کند و حتی تا مرز قصاص پیش رفت.

وضعیت همسر مادرتان چه شد؟

پس از آزادی، بدون اینکه کسی به او شک کند با خانواده ما رفت‌وآمد می‌کرد. ظاهرش کاملاً آرام بود و هیچ‌کس نمی‌دانست که او قاتل واقعی است.

در بازداشت دوم، او اعتراف کرد؟

بله، پس از بازداشت مجددبعد از 8 ماه، اعتراف کرد که قتل را خودش انجام داده است.

آیا اختلافات مادرت با او می‌تواند انگیزه قتل باشد؟

بله، هم مادرم و هم مادربزرگم نسبت به رفتارهای او مشکوک شده بودند. او در ازدواج اولش نیز با همسرش مشکل داشته، بارها او را کتک زده و حتی طلاهایش را سرقت کرده بود. هدف او از ازدواج با مادرم هم همین بود؛ وضعیت مالی خوب مادرم و طلاهایش. او به مادرم گفته بود که قصد دارد طلاها را برای توسعه کسب‌وکارش استفاده کند، اما مادرم قبول نکرد. از همان زمان، دعواها و درگیری‌ها آغاز شد.

بعد از بازداشت مجدد، چه اتفاقی رخ داد؟

همسر مادرم اعتراف کرد که هدفش فقط دزدیدن طلاها بوده است. وقتی وارد اتاق مادربزرگم شد، جایی که مادرم طلاها را نگهداری می‌کرد، مادرم متوجه حضور او شد و درگیری آغاز شد. ابتدا با مادرم درگیر شد و سپس چاقو برداشت و ضربه زد.

چرا مادربزرگت را هم به قتل رساند؟

مادربزرگم قصد داشت از مادرم دفاع کند، اما همسر مادرم به او حمله کرد و در نهایت، مادربزرگم را هم کشت البته پزشکی قانونی می کوید مادربزرگم قبل از مرگش سکته هم کرده بوده. پس از آن، همسر مادرم با ضربات متعدد به مادرم او را کشته و طلاها را دزدید.

وضعیت طلاها و دیگر اموال چگونه است؟

حدود نیم کیلو طلا پیدا شد، اما دلارها خرج شده بودند. طلاها را در خانه پدرش داخل دریچه کولر، مخفی کرده بودند.

وضعیت پرونده در حال حاضر چگونه است؟

قاتل با نام حمید  پس از اعتراف، پرونده‌اش آماده کیفرخواست شد و قرار است به دادگاه کیفری فرستاده شود تا به جرم قتل عمد محاکمه شود.

اخبار مرتبط

ارسال به دیگران :

نظر شما